شد نگاهت همدم تنهاییم، اشکم چکید
شد نگاهت همدم تنهاییم، اشکم چکید
بی سبب درگیر بی فرداییم، اشکم چکید
رفتی و قلبم گرفت از آدمکها و از این
شهر بی مجنون و بی لیلاییم، اشکم چکید
لحظه ها با یاد تو مستانه ام کنج اتاق
اینچنین از شور و از شیداییم، اشکم چکید
هر کسی از عشق تو جوری به من سیلی زد و
از ملامتهای این رسواییم، اشکم چکید
دوستت دارم، ولی با منطقت دارش زدی
من از این آیا و این اماییم، اشکم چکید
در زمستان مانده تقویمی به دیوار و هنوز
بی سبب درگیر بی فرداییم، اشکم چکید
بی سبب درگیر بی فرداییم، اشکم چکید
رفتی و قلبم گرفت از آدمکها و از این
شهر بی مجنون و بی لیلاییم، اشکم چکید
لحظه ها با یاد تو مستانه ام کنج اتاق
اینچنین از شور و از شیداییم، اشکم چکید
هر کسی از عشق تو جوری به من سیلی زد و
از ملامتهای این رسواییم، اشکم چکید
دوستت دارم، ولی با منطقت دارش زدی
من از این آیا و این اماییم، اشکم چکید
در زمستان مانده تقویمی به دیوار و هنوز
بی سبب درگیر بی فرداییم، اشکم چکید
- ۳۲۷
- ۰۶ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط