رفیقش میگفت:
رفیقش میگفت:
یه شب تو #خواب دیدمش بهش گفتم محمدرضا اینقدر از #حضرت_زهرا(س) خوندی چیشد آخرش؟ گفت همینکه تو بغل پسرش #امام زمان(عج)جان دادم برایم کافیست.
یه شب تو #خواب دیدمش بهش گفتم محمدرضا اینقدر از #حضرت_زهرا(س) خوندی چیشد آخرش؟ گفت همینکه تو بغل پسرش #امام زمان(عج)جان دادم برایم کافیست.
- ۱.۲k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط