{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقش میگفت

رفیقش میگفت:
یه شب تو #خواب دیدمش بهش گفتم محمدرضا اینقدر از #حضرت_زهرا(س) خوندی چیشد آخرش؟ گفت همینکه تو بغل پسرش #امام زمان(عج)جان دادم برایم کافیست.
دیدگاه ها (۱)

چرخش نگاه دیپلماتهای غربگرا به سمت شرقنصرالله تاجیک:نبایدروس...

ما خمینی ندیده‌ها اویس‌های زمانیم که پای رکاب علی ایستاده‌ای...

تذکر رهبرمعظم انقلاب به وزیر اطلاعات بابت اظهاراتش درباره مف...

یابن الحسن ...از بهر زیارت جمالتتا جبـهه بہ سوی تو دویدم ......

#کرامات_آقا_امام_حسین_عملاعباس چاوش با جمعی از جوانان شب جمع...

Plan Aکوک: رفتم دستشویی بعد دیدم تیلور دارع میاد پایین میره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط