{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از تنگ ترین گورهای جهان به تو رسیدم

من از تنگ ترین گورهای جهان به تو رسیدم
از تاریک ترین تقویم اشتباه این قرن خورشیدی
از بی چراغ ترین گوشه دنیا
و در زیر پیراهنم
پرنده ای پنهان بود
که تو را می دید و به گریه می افتاد
تو که نوازش های امروزم را
سیلی محکم فرداهای نیامده می بینی
با من بگو مگر عشق
جز پیشکش این جرم بی طاقت سوزان
چیز دیگری هم هست؟
با من بگو مگر عشق
جز آن صمیمیت برهنه بی تاب
چیز دیگری هم بود؟
دیدگاه ها (۱)

کاش به تو دلبسته شدناین همه اندوه نداشت...!پ.ن: بدون مخاطب!!...

سهم من از سکوت، یک پنجره رو به دیوار نیست، یک آغوش بی شائبه ...

❄ ️جای مردان نیستم ...اما از پدرم یاد گرفته ام ...هیچگاه باع...

Please do yourself a favour. Don't shrink who you are to mak...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط