روسری را وا بکن، حی علی خیر العَمَل
روسری را وا بکن، حی علی خیر العَمَل
لا به لای زلف تو ،پر باشد از فِعلُ و فَعَل
گر ببینم لشگر موی سیاهت مختصر
میشود از پیچ تابش،شعر گویم صد غزل
زیر آن زلف کمندت تخت جمشیدی بلند
بخت شیرینی رقم خورده برایت از اَزَل
طاق ابرویت بنازم ،طاق کَسرایی دگر
بین ابروها نشسته ،خالی از جنس زُحَل
وای از این چشمان گیرای درشت زیر آن
تیر مژگانت نگهبان باشد از چشم عَسَل
زَرخرید گونه هایت گشته ام با یک نظر
گونه های سرخ و زیبایت ندارد یک بَدَل
از لبانت هرچه گویم من زبانم قاصراست
چون لبانی این چنین هرگز نبوده درمَثَل
آن زبانت میکشد ، از لانه افعی را برون
غبَغبَت را خواهشا پنهان بکن دراین مَحَل
قامت زیبای چون سروت نمایان گر شود
مثل یک آهو تو را محکم بگیرم در بغل
بیت آخر سر رسید و حرف آخر شدچنین
یک قدم پیشم بیا ، حی علی خیرالعَمَل
لا به لای زلف تو ،پر باشد از فِعلُ و فَعَل
گر ببینم لشگر موی سیاهت مختصر
میشود از پیچ تابش،شعر گویم صد غزل
زیر آن زلف کمندت تخت جمشیدی بلند
بخت شیرینی رقم خورده برایت از اَزَل
طاق ابرویت بنازم ،طاق کَسرایی دگر
بین ابروها نشسته ،خالی از جنس زُحَل
وای از این چشمان گیرای درشت زیر آن
تیر مژگانت نگهبان باشد از چشم عَسَل
زَرخرید گونه هایت گشته ام با یک نظر
گونه های سرخ و زیبایت ندارد یک بَدَل
از لبانت هرچه گویم من زبانم قاصراست
چون لبانی این چنین هرگز نبوده درمَثَل
آن زبانت میکشد ، از لانه افعی را برون
غبَغبَت را خواهشا پنهان بکن دراین مَحَل
قامت زیبای چون سروت نمایان گر شود
مثل یک آهو تو را محکم بگیرم در بغل
بیت آخر سر رسید و حرف آخر شدچنین
یک قدم پیشم بیا ، حی علی خیرالعَمَل
۱.۵k
۰۴ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.