{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🕯

🕯
من صبورم اما
بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه‌ی تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند

من صبورم اما
آه، این بغض گران
صبر چه می داند چیست ...

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱)

شب فرو می افتاد به درون آمدم و پنجره ها رابستم... باد با شاخ...

لحظه ای می رسد که آدم از همه چیز دست می کشد, چون عاقلانه تری...

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ خیره در ساعتِ دیوار دلم می‌گیردبی تو هرثانیه ی...

#شعر_نو 🍂شبم از بی‌ستارگی، شب گوردر دلم پرتوی ستاره‌ی دورآذر...

خانه دلتنگِ غروبی خفه بودمثلِ امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط