{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به دلیکه میلرزد از نام تو.

تقدیم به دلیکه میلرزد از نام تو.

دست‌ات را به من بده
دست‌های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سان ابر که با توفان
به‌سان علف که با صحرا
به‌سان باران که با دریا
به‌سان پرنده که با بهار
به‌سان درخت که با جنگل سخن می‌گوید

زیرا که من
ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
دیدگاه ها (۱)

میشود خوشحال بود . میشود .ترا دید و امیدوار نبود میشود تو با...

To some power is gunsTo some power is knifesTo some power is...

ایستاده روی پلکهامو گیسوانشدرون موهامشکل دستهای مرا داردرنگ ...

بگو بدانمپیش ازمن آیازنی را دوست داشته ای؟زنی که در معرض عشق...

دستت را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو س...

دستت را به من بدهدست های تو با من آشناستای دیر یافته با تو س...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط