{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهوی توام بره ی بی صبر و قرارم

آهوی توام بره ی بی صبر و قرارم
تا کی بنشینم تو بیایی به شکارم

تا کی بنشینم برسی چای بنوشیم
یک عالمه گلدان لب ایوان بگذارم

لبهای توخوب است نفسهای توخوبست
عطر تو که هر وقت میآیی به کنارم

جایی بده در زندگی ات جان و تنم را
یا راه نشانم بده تا جان بسپارم

من ماهی ام و عشق تو دریای عمیقی است
هرسو بروم باز به موج تو دچارم

غرقم کن و صیدم کن و بر خاک رها کن
من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم ..
دیدگاه ها (۱)

آهوی توام بره ای بی صبر و قرارمتا کی بنشینم تو بیایی ب شکارم...

آهوی توام ، بره ی بی صبر و قرارمتا کی بنشینم تو بیایی به کن...

بگذار اگر اینبار سر از خاک برآرمبر شانه ی تنهایی خود سر بگذا...

بگذار اگر اینبار سر از خاک برآرمبر شانه ی تنهایی خود سر بگذا...

صلاة الفراق...

السلام علیک یاامیرالمؤمنین یاعلی بن ابیطالب

کار من نیست که بنشینم املات کنمشان تو نیست که در دفترم انشات...

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستمدسته کم هر دو سه شب سیر به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط