آهوی توام بره ی بی صبر و قرارم
آهوی توام بره ی بی صبر و قرارم
تا کی بنشینم تو بیایی به شکارم
تا کی بنشینم برسی چای بنوشیم
یک عالمه گلدان لب ایوان بگذارم
لبهای توخوب است نفسهای توخوبست
عطر تو که هر وقت میآیی به کنارم
جایی بده در زندگی ات جان و تنم را
یا راه نشانم بده تا جان بسپارم
من ماهی ام و عشق تو دریای عمیقی است
هرسو بروم باز به موج تو دچارم
غرقم کن و صیدم کن و بر خاک رها کن
من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم ..
تا کی بنشینم تو بیایی به شکارم
تا کی بنشینم برسی چای بنوشیم
یک عالمه گلدان لب ایوان بگذارم
لبهای توخوب است نفسهای توخوبست
عطر تو که هر وقت میآیی به کنارم
جایی بده در زندگی ات جان و تنم را
یا راه نشانم بده تا جان بسپارم
من ماهی ام و عشق تو دریای عمیقی است
هرسو بروم باز به موج تو دچارم
غرقم کن و صیدم کن و بر خاک رها کن
من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم ..
- ۶۵۰
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط