{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف که میبارد،دلم دوباره تنگ می شود

برف که میبارد،دلم دوباره تنگ می شود
دلم یک مرد قد بلند میخواهد
با دستهایی بزرگ
و جیب هایی که جاداشت برای دستهای منم
دلم یک جاده ی برفی میخواهد
تو را که دروغ میگویی هنوز !
ومن که حس می کنم خوشبختم !
دیدگاه ها (۱)

مدتی هستکه حیرانم و تدبیری نیست

پرواز نمی خواهمدر دستِ تُ آزادم

نیست یاری که در آغوش قولنجش بشکانیم ....!!

صدایت که کردم،"جانم" گفتی!مانده‌ام با اینصد سالی که به عمرما...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۲دو ماه دیگر گذشت.زمستان بود. ب...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۷یک روز صبح، سئول زودتر از همیش...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۶یک ماه دیگر گذشت.هوا سرد شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط