{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر؛

مادر؛



روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛



چند زمستان برف نشسته است؛



تا من به بهار رسیده ام ...!
دیدگاه ها (۳)

برف ها که آب شدند من می مانم و حسرت رد پای تو شاید تا زمست...

وه‌ره‌ ئه‌ی هاوڕێیه‌ دڵ برینداره‌که‌م.ئه‌ی وه‌کوو من دڵشکاو ...

دنیا را بغل گرفتیم گفتند : أمن است هیچ کاری با ما ندارد ...

پند اول بوقلمونی،گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه...

اسم فیلم: شب فرا رسیدهلامصب خیلی فیلمه خوبیه و دوست دارم دوب...

مادرجان...🖤😭چه هانکرد حسرت نبودنت بادل منپنجشنبه ات بخیردردب...

مادرجان...🖤😭کجا نشانی از تو جویمکه دردم آرام گیردعزیزمنکاش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط