کاپیووو همسایش مریض میشه زنگ میزنه آمبولانس میاد کل خانو
کاپیووو همسایش مریض میشه زنگ میزنه آمبولانس میاد کل خانواده سوار میشن،
امبولانس اژیر میزد اونا دست میزدند وشادی میکردند،
یکی لب کارون چه گل بارون میخوند
اون یکی ترانه ی طناز چه قشنگه چشماتو باصدایی دلنشین میخوند
تو راه دکتر میگه مریض کیه
کاپیووو میگه: حالش خوب نبود نیومد!!
حالا از حال وروز کاپیووو اگه میخوای بدونیین
حالش خوبه خوووبه عالی فقد دست راستش ارهفتصد جاشیکسته انگشت پای چپش یکی مونده به آخریش هااا
هزاروسیصدوبیست بقیه خورده
آخه لامصبا کاپیو روبسته بودن به اکزوز آمپولانس هی میکشیدن کف آسفالت
هی
هی هییی
امبولانس اژیر میزد اونا دست میزدند وشادی میکردند،
یکی لب کارون چه گل بارون میخوند
اون یکی ترانه ی طناز چه قشنگه چشماتو باصدایی دلنشین میخوند
تو راه دکتر میگه مریض کیه
کاپیووو میگه: حالش خوب نبود نیومد!!
حالا از حال وروز کاپیووو اگه میخوای بدونیین
حالش خوبه خوووبه عالی فقد دست راستش ارهفتصد جاشیکسته انگشت پای چپش یکی مونده به آخریش هااا
هزاروسیصدوبیست بقیه خورده
آخه لامصبا کاپیو روبسته بودن به اکزوز آمپولانس هی میکشیدن کف آسفالت
هی
هی هییی
- ۱.۸k
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط