دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم
دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم...
من این شعر غم افزا را شبی صد بار میخوانم...
چه میخواهم از این دنیا،از این دنیای افسونگر...
قسم بر پاکی دریا جوابم را نمیدانم...
بهار زندگانی را چندین بار بوییدم...
کنون با غصه میگویم خداوندا پشیمانم...
دلم تنگ اس از این دنیاچرایش را نمیدانم...
انقدر از جوانیم سیرم که روز مرگ خود را جشن میگیرم...!!!
من این شعر غم افزا را شبی صد بار میخوانم...
چه میخواهم از این دنیا،از این دنیای افسونگر...
قسم بر پاکی دریا جوابم را نمیدانم...
بهار زندگانی را چندین بار بوییدم...
کنون با غصه میگویم خداوندا پشیمانم...
دلم تنگ اس از این دنیاچرایش را نمیدانم...
انقدر از جوانیم سیرم که روز مرگ خود را جشن میگیرم...!!!
- ۱.۲k
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط