{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش بی تو دلم می گیرد

گفتمش بی تو دلم می گیرد
گفت با خاطره هاخلوت کن
گفتمش خنده به لب می میرد
گفت با خون جگر عادت کن
گفتمش رازدلم راچه کنم؟
گفت باسنگ دلم صحبت کن...
دیدگاه ها (۲)

مـــن نــمـــیـــدانــم مـرگ چــیـــســـت امـــامـیـدانــمـ ...

یاد آن روزی که یاری داشتیماین چنین خوار نبودیماعتباری داشتیم...

چقدر دردناک است این مشکل که☁ همیشه برای فرار از یک "آدم" به...

گفت بمان تا دنیارابه پایت بریزم....ماندم....و میان ریخت و پا...

نــاگاه دلــم می‌گیــرد. بــا خودم فــکر می‌کنــم چه بر سر ز...

او می‌بیندعادت نشود غیبت تو کاش برایمای آنکه بدون تو یتیم اس...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط