{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یک پایان بودی

‍‌
تو یک پایان بودی ...
چکه کردی از قلم سیاهم و برگه رو به خون انداختی
دیدگاه ها (۰)

‍‌دنیا می‌چرخد ، صحنه‌ها تکرار میشوند و نقش‌ها جابه‌جا ‍‌

هیچکس به پات نمیمونه بجز کفشات

‍‌‍‌_درون تک‌تک کلماتی که میگی تنفر داد میزنه!‍‌‍‌

‍‌ما بردگان خاطره‌هایمان شدیم ...‍‌

ماه اسمان دل تاریکم شدی شب سیاهم را تو روشن کردی

این دشمنی که تو دله منه رو کندی انداختی🙂🥺#ایسفادممممم #تاشاج...

نسیمی می زند کاتی به کوتیههیقلم زنه ام بگو با خون گلاتیه ایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط