داستان من آنجا شروع شد که کلاغ به خانه اش نرسید

داستان من آنجا شروع شد که کلاغ به خانه اش نرسید؛
آغازِ داستان هایم همیشه در پایان ها بود!
درست مثل زمانی که دوست داشتنت را اغاز کردمو تو ‌تمام شدی..
دیدگاه ها (۷)

دوست داشتن اگه واقعا دوست داشتن باشه هیچی جلو دارش نیست حتی ...

😂

غیرت ینی ۸۰ مین ۱۰ نفره بازی کردن جلو یه مشت ملخ خورآخرم با ...

والا^-^

♥️🍃آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شد!داستان ما...

آن قدر دوستت دارم ...که یادم نمی آید از کجا شروع شد...داستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط