تا دیدمت عاشق شدم مانند فرهاد
تا دیدمـت عاشـق شـدم ماننـد فرهاد
اما تـو بـودی تلـخ تر از زهـر ، ای داد
چونقاصدک آرام و پُر احساس بودم
تـوفـانِ چـشـمانِ تـو دل را داد بـر باد
با یک نظـر دیـوانـه ام کـردی و رفتی
ایکاشچشمانت به من هم یاد میداد
با رفـتنَت حالم چـنان بد شد که دیگر
با هیـچ رخـدادی نمی نگـردد دلم شاد
بیوقفه هستیدر خیالو خواببا من
ایکاش میشد لحظهای میرفتی از یاد
کـوهِ سـکـوتـم زیـرِ بـارِ بـرفِ بـسـیـار
بغضیکهدارد حسرتِ یکلحظه فریاد
شایـد جـهـنم باشـد این دنـیا و خالق
من را برای سـوختن ایـنـجا فـرسـتاد
هم کُـشته ای ما را و همدر بند کردی
جـلاد باید گـفت بـر این گـونه صیاد
دیـگـر بـرایـم زنـدگـی ارزش نـدارد
دنیای بعد از رفتنَـت از چشمم افتاد
هر چند بیتو خانه ام ویران شد اما
ای عشـق نافرجام باغِ عـشـقـت آباد
اما تـو بـودی تلـخ تر از زهـر ، ای داد
چونقاصدک آرام و پُر احساس بودم
تـوفـانِ چـشـمانِ تـو دل را داد بـر باد
با یک نظـر دیـوانـه ام کـردی و رفتی
ایکاشچشمانت به من هم یاد میداد
با رفـتنَت حالم چـنان بد شد که دیگر
با هیـچ رخـدادی نمی نگـردد دلم شاد
بیوقفه هستیدر خیالو خواببا من
ایکاش میشد لحظهای میرفتی از یاد
کـوهِ سـکـوتـم زیـرِ بـارِ بـرفِ بـسـیـار
بغضیکهدارد حسرتِ یکلحظه فریاد
شایـد جـهـنم باشـد این دنـیا و خالق
من را برای سـوختن ایـنـجا فـرسـتاد
هم کُـشته ای ما را و همدر بند کردی
جـلاد باید گـفت بـر این گـونه صیاد
دیـگـر بـرایـم زنـدگـی ارزش نـدارد
دنیای بعد از رفتنَـت از چشمم افتاد
هر چند بیتو خانه ام ویران شد اما
ای عشـق نافرجام باغِ عـشـقـت آباد
- ۶۵
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط