{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هدیه ام از تولد گریه بود

هدیه ام از تولد گریه بود
خندیدن را تو به من آموختی
سنگ بوده ام ، تو کوهم کرده ای
برف بوده ام ، تو آبم کردی
آب میشدم
تو خانه دریا را نشانم دادی

میدانستم گریه چیست
خندیدن را تو به من
هدیه کردی.
دیدگاه ها (۴)

من این راه دارز را آمده ام که تورا ببینم .

تقدیم تو ، توکه نیستی ولی یادت در وجود من است .

#شمس لنگرودی.

تو زاده رویا هایم نیستی ، من ر...

سناریو: (وقتی از سر کار برمیگردن و....)درخواستیهان: تو چند ب...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط