{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زن چادر گل گلی ، گل ریزشو
سرش کرد و چمدون قهوه ای بزرگ
مسطتیلیشو برداشت.
.
و گفت : من دیگه تو این خونه نمی مونم
مرد دستشو گرفت و گفت : بریم منم نمیمونم ❤ ️
دیدگاه ها (۴)

وقتی نیستیچه رابطه ی عمیقی دارنداین شقیقه هاو این دقیقه هابا...

.وقتی در سفر کتابی با خودت به همراه می‌بری یک چیز عجیبی اتفا...

فقط دو تا رفیق میتوننهردو حالشون بد باشهولی با کنار هم بودن ...

فصل چهارم قسمت هفتمبعد از عکس برداری:آی در ذهنش : حالم خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط