{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میک

پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میکردم دیدم هیچ ساعتی به قشنگی ساعتی که دور هم هستیم. نیس...

لحظات پایانی سال94مبارکシ

بوی نو شدن می آید...ولی تو
همیشه رفیق کهنه ی من بمان...

گندم های هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: قصه ی ماگرچه نان نداشت اما پایانی سبزداشت.پایان امسالت سبز باد.
آرزویم برایت این است:
در میان مردمی که می دوند برای "زنده بودن"
آرام قدم برداری برای"زندگی کردن"


سفره هفت سینمون قشنگه خودم چیدمش°__°خخ اخرین دروغ ۹۴
دیدگاه ها (۴)

پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میکردم...

گندمهای هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: قصه ی ماگرچه نان ندا...

بوی نو شدن می آید؛؛؛ ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم...

بوی نو شدن می آید ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان... گندم ...

بوی نو شدن می آید؛؛؛ ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم...

سلام...صبح آخرین شنبه امسال تون هم بخیر...بوی نو شدن می آید؛...

بوی نو شدن می آید...ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم ...

بوی نو شدن می آید...ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم ...

‍ به روزهای پایانی سال 98 رسیدیم🌸🍃بوی نو شدن می آید...ولی تو...

پشت‎ ویترین‎ ساعت‎ فروشی‎ ایستاده بودم‎، ساعتها رو که نگاه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط