آخرین باری که اینجا اومدیم یادته

_آخرین باری که اینجا اومدیم یادته؟!
+ آره ... آخرین باری که همدیگه رو‌ دیدیم همین جا بود ...‌ دقیقا همین میز نشسته بودیم ، فقط الان جامون عوض شده
_ خیلی سال گذشته ... خیلی عوض شدیم ولی اینجا هنوز مثل قدیمه ...
+ کاش نبود ... احساس می کنم تک تک این میز و‌ صندلی ها بهم‌ خیره شدن و دارن سرزنشم می‌کنن
_ نمی خواد زمین رو‌ بِکنی و خاطره‌ ها رو بیرون بیاری ...
+ یه سوال بپرسم؟
_ آره حتما
+ بعد‌ از من دوباره با کسی اینجا اومدی ؟!
- آره با خیلی ها
+ سخت نبود؟!
_ وقتی قرار بود برای آخرین بار ببینمشون اینجا قرار می‌گذاشتم ...‌اینجا جایی بود که یاد گرفته بودم میشه‌ فراموشی گرفت ...یه برمودایی داره که همه ی خاطره ها رو قورت میده... رو همین صندلی می شستم و یادم میومد من مهمتر از اینارو از دست دادم ...
+ یه اعترافی کنم ... من هنوز بهت فکر می کنم ، خیلی زیاد ، گفتم شاید ...
_ ادامه نده چون چیزی عوض نمیشه ... فقط یاد بگیر دنیا خیلی نامرده
+ چرا؟!
_چون وقتی چیزی یا کسی رو با همه ی وجودت می خوای ، نمی تونی داشته باشیش ولی یه روز میرسه که همون رو می‌تونی داشته باشی ولی دیگه نمی خوایش
#حسین_حائریان
دیدگاه ها (۱)

💚 غدیر تنها نام یک سرزمین نیستیک تفکر استچشمه‌ای است که تا پ...

بشارت از خدا به آل فاطمهتجلای غدیر، مبارک بر همهاهل دین عید ...

دوباره مثل گذشته رو به رویم نشسته بود...چند سالی بود که رفیق...

+ خودم باورم نمیشه - چیو باورت نمیشه؟ + اینکه من... بی احساس...

هنوز صداش خوب یادمه... فرقی نداشت سر صبح یا سر ظهر، هر وقت م...

part18🦋//خونه-نارا خیس آبی برو لباساتو عوض کن بیا پایین برات...

دوست دختر اجاره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط