{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم که خیالبافم!...

گفته بودم که خیالبافم!...
یادتون هست؟
گفتم میشینم خیال میکنم واسه خودم و دلخوش میشم!
همیشه کنار خودم تصورش میکردم!
تو شادیام کنارم بود ؛ تو غصه هامم بیشتر!
خیال میکردم لب ساحلم ، دستم میگیره و زیر بارون میدوییم!
خیال میکردم تو کافه نشستیم ، داریم قهوه میخوریم و دوتایی آهنگ مورد علاقه مون زمزمه میکنیم!
حتی خیال میکردم تصادف کردم ، همچی داغون شده و اون نشسته کنارم داره با گریه بهم لبخند میزنه!
یا یجایی که همه دارن پشتم بد میگن ، میاد از من طرفداری میکنه ، به همه میگه من میدونم رفیق من بد بودن و بلد نیست و بعدم موقه ای که تو بغلش غرق شدم اشکام و پاک میکنه!
ته همه ی خیال کردنامم خوابم می‌برد و میومد تو خوابم!
هرشب و هرشب وسط خوابام راه می‌رفت ، دستم و میگرفت ، بغلم میکرد و من بیشتر وابسته میشدم بهش!
اما دیگه خیال کردن و بلد نیستم!
همش با خودم میگم اون که دوسم نداره و وقتی حتی تو واقعیت نمیخاد کنارم باشه ، چرا باید همش تو خیالم بکشونمش کنار خودم!؟
دیگه خیال نمیکنم ولی هنوزم مدام خوابشو میبینم...
فقد دیگه بغلم نمیکنه ، سمتم نمیاد ، حتی دستمم نمیگیره...
خیلی تلخه که تو خوابمم کنار دیگرانه :)
#کیانا_نوشت
25 آذر 1400
05:40

دوری و من دیگه ته دنیام...

تا تو فکر تو میرم ، همجا بارون میگیره
مگه این احساس ، از قلبم میره
گوشه ی این دل وابسته م اره جات اینجاس
ضربه نزن به دلم ، انقد بی احساس
🖤🎼 : Bi Ensaaf | #meysam_ebrahimi

چک میشه👇🏻🙂 :
https://harfeto.timefriend.net/16359104176232
دیدگاه ها (۲۰)

بگید!؟؟پ.ن : خوابم نمیبره هیشگی نیست چرا؟ فرداام که جمعه س ک...

حال من حال اسیریست که هنگام فرار!یادش افتاد کسی منتظرش نیست ...

اینم بچه کوچیکمون که گل زد😍(علی قشنگم که دیگه موهاش خیلی پری...

این داستان : دلتنگی و انتظار :)))من دهن این بچه و سرویس کردم...

+جونگوک میتونی بهم بگی تاریکی چی داره که انقدر وابسته این تخ...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط