{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر می توان

مگر می توان
عاشق بود و لبخند نزد
قهقه ی مستانه ای میان
اشک فراقِ ابرهای دلتنگی
بر فراز دو چشم
دیدگاه ها (۷)

دلـــــــــــــم “ آرامـــــــــــــــش ” ...

✺✦↵قـــرار بـود چـون✺✦↵ڪوه پشتـــم باشد!!!✺✦↵ولۍ آنقدر نیست!...

یادم باشدعاشق کسی شوم که شعر را بلد باشد!کسی که بفهمدوقتی ست...

نیست یاری ، تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام ، در ساز خ...

...جمعه‌ها، قرارگاهِ دلها بوداما غرورِ بیخود، قرارگاهِ تنهای...

کاش می‌شددلتنگی رامثلِ ابر،به شانه‌ی کوه‌ها سپرد...اما دلتنگ...

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت؛برای همین خدا آه، اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط