{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد است

سرد است
وبادها خطوط مرا قطع می‌کنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهره‌ی فنا شده‌ی خویش
وحشت نداشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیده‌ست
که این دریچه باز شود، باز، باز
که آسمان ببارد
-فروغ فرخزاد #بخون
دیدگاه ها (۱)

راه‌های پر زحمتی هست برای کشتن انسان.ساده‌ترین، بی‌واسطه‌تری...

می‌رود کز ما جدا گردد ولیجان‌ودل با اوست هرجا می‌رود-رهی معی...

چنان این روزها از چشم دنیا عشق افتاده است که تنها راه عاشق ز...

ور به تیغم بزنی، با تو مرا خصمی نیست خصمِ آنم که میان من و ت...

ای نگار جان، ای فروغ دیدهبدان که دل من سراسر آتش مهر توست و ...

به مناسبت سالروز آسمانی شدن فروغ فرخزاد

🏰 قصر تاریکیقسمت ۵: نشان تاریکیباران آرام‌تر شده بود…اما درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط