{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

وقتی اونا عضو بزرگترین مافیان و مست کردی و میشینی رو پاشون


نامجون :(داشت کتاب میخوند) هی هی انقدر گوشی بازی کردی چشاتم کور شده مبل اونطرفه احمق
ا.ت:نمیشه تو مبلم باشی ؟(با حالت مستی) (نامی کتابو محکم بست)با کمال میل( صدای بم)


جین:(وقتی ا.ت نشست فهمید چی شده و خودشو به اون راه زد) برو اونطرف ببینمممم
ا.ت:ددی اذیتم نکن زود باششش (همین که ا.ت جمله شو گفت جین لباشو کوبید رو لب ا.ت)


شوگا:هی فکر می‌کنی میتونی گولم بزنی ؟(ا.ت با دستای شوگا بازی می‌کنه) نه اصلا فکرشم نکن (بعد جمله شوگا ا.ت دستش رو روی شکم شوگا میشه و می‌ره پایین تر و شوگا روی ا.ت خیمه میزنه) خوب فکر کنم اشتباه کردم



جیهوپ:اوه اوه چه لیدی جذابی چیشده؟
ا.ت:اوممم(سیب گلوش رو بوس می‌کنه و جیهوپ هم لب ا.ت رو کیس می‌کنه کم کم....)



جیمین:عه ا.ت اینجایی بیا این ویدیو رو ببین (متوجه نیست ) (ا.ت محکم کراوات جیمین رو میکشه )ا.ت:عاحح جیمین:حالت خوبه؟ ا.ت:منتظر چی هستی زود باش (و با جمله ا.ت موچی کمربندشو باز میکنه



تهیونگ:داشتی میومدی یونتانم می آوردی بعدشم جا نیست اینجا نشستی؟
ا.ت:نمیشه من یونتانت باشم؟هوم؟
تهیونگ: بیا بریم اتاق باهات بازی کنم





(کوکی داشت با تفنگش سر و کله میزد و با تلفن حرف میزد که ا.ت میاد و میشینه رو پاش)
کوک : گرل؟مستی؟
ا.ت:خوبم
کوک: مطمئنی
ا.ت:عاحححح ددی نیازت دارمممم(جیغ)
(کوک گوشی رو قطع می‌کنه و به سرعت لباسای ا.ت رو جر میده و کارشو شروع می‌کنه)
دیدگاه ها (۰)

سناریو وقتی موقع عملیات از دستشون فرار میکنی و قایم میشینامج...

#سناریو وقتی عضو هشتمی همشون روت کراش دارن و می‌فهمن رو کوک ...

سناریو 🪽 ✨ ‌« وقتی وسط کار کردنشون میری و بغلشون می کنی » 🐨 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط