خاکم ای دوست تو با عاطفه انسانم کن
خاکم ای دوست تو با عاطفه انسانم کن
با دو بیت از غزل عشق پریشانم کن
چشم من در هوس ِ سرخ ِ انار تن توست
ترش و شیرین ، به لبم بنشین ، عریانم کن
اگر از چشم تو افتادم ؟! در دامانت
هر چه می دانی و هر چیز نمی دانم کن
تا به عشاق بیاموزی سیر ِ غم ِ عشق
من ِ تبعیدی را آیه ی قرآنم کن
ساعت ِ مرگم ، از آن منکر هر ثانیه ام
قدر تنهایی انکار مسلمانم کن
گر چه پایینم در چشمم بالا بنشین
تا به جادویی هم کیش پلنگانم کن
با دو بیت از غزل عشق پریشانم کن
چشم من در هوس ِ سرخ ِ انار تن توست
ترش و شیرین ، به لبم بنشین ، عریانم کن
اگر از چشم تو افتادم ؟! در دامانت
هر چه می دانی و هر چیز نمی دانم کن
تا به عشاق بیاموزی سیر ِ غم ِ عشق
من ِ تبعیدی را آیه ی قرآنم کن
ساعت ِ مرگم ، از آن منکر هر ثانیه ام
قدر تنهایی انکار مسلمانم کن
گر چه پایینم در چشمم بالا بنشین
تا به جادویی هم کیش پلنگانم کن
- ۷۸۲
- ۰۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط