{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ

دیروز دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ
ایفون نمیرسه هی داره خودشو میکشونه بالا ،
منم مثل یه رابین هود رفتم ، گفتم :میخوای برات زنگ بزنم ، اونم سرشو تکون داد و گفت اوهوم…..
منم برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم ،
بعدش با لبخند بهش گفتم : خوب دیگه چیکار کنم برات کوچولو ؟؟
گفت هیچی دیگه فرار کن تا صاحبخونه نیومده …!!!!تو از اون ور برو من از این ور …..!!!
بچه نیستن بخدا گرازن … :
با این هیکلم یه ربع مثله اسب یورتمه میرفتم.
دیدگاه ها (۱)

صفحه ی من توی اینستاگرام بدون پست 41 فالوور البته 1 هفته است...

و صفحه ی من در هم میهن#هم_میهنلطفا عضو این شبکه اجتمایی بشید

اینو واسه دوستم گذاشتم خودم رئالیم#fcb#real

بزرگترین خانواده ی جهان رو داریم ما بیلیبری ها#im_belieber

فیک تهیونگ

ازدواج اجباری part: 7 وارد خونه شدم که جونکوک رو جلوم دیدم ب...

His favorite friend Part4ویو ات:بعد از کارای باشگاه حدودا سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط