{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح شد دیدار به پایان نرسید

صبح شد دیدار به پایان نرسید
اینجا که رسیدی مکن احساس غریبی
که این کلبه ی درویش تعلق به تو دارد
دیدگاه ها (۱)

دیدارِ تو خوب است، چون خوابِ دمِ صبحخوابی که آغازش تویی پایا...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

‌تو از قبیله ی عشقیمن از تبارِ سرودمبرای "وصفِ تو" پابند ِ س...

عاشقانه های شبنم

نیازمندی ها

اینجا ی آبشاره 🎀🦋هزار تا قصه داره 📚✨توی هر کدوم از قصه ها ، ...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

کتیبه‌هایِ سیاه و نوایِ "یا حسین"دوباره آمده‌ایم تا صدایت بز...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

★و اینجا پایانِ داستان‌های من بود....بعد از مدت‌ها نوشتن، خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط