{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
دیدگاه ها (۴)

حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ایگفت یا آب است یا خاک است ی...

آخ......

یادگاری برام بنویس..♥

پارت ۳ آرام باش

ستاره ی من(پارت ۲)

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط