{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

خلاصه لایوجیمین و کوکی{ جیکوک}

خلاصه لایوجیمین و کوکی{ جیکوک}


🐰: نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف بزنم... شاید درباره‌ی کیک؟ میوه‌ها؟
🐰: جیمین توی سربازی سختی‌های بیشتری از من کشید. واقعاً بهترین بود. هیچ کاری نبود که از پسش برنیاد.
🐥: تابستون، وقتی زیاد آشپزی می‌کرد، دور و برش همیشه پر از مگس بود. اگه توی یه اتاق ۷ نفر بودن، همه‌ی مگسا فقط سمت اون می‌رفتن!
🐰: پشت سر منم یکی دوتا مگس همیشه می‌اومدن 😅
🐥: خلاصه، راستشو بخواین، وقتی تازه اعزام شدیم، من خیلی استرس داشتم.
🐰: من اون موقع اصلاً نگران نبودم.
🐥: جدی؟
🐰: هومم.
🐥: اوه، این قضیه رو عوض می‌کنه. البته چی دقیقاً رو عوض می‌کنه نمی‌دونم
🐰: اینجا دقیقاً شروع ماجراست؟
🐥: فقط می‌خواستم بگم وقتی وارد مرکز آموزشی شدیم، حالم خیلی جدی بود. هر هفته برام سخت می‌گذشت. هم غذا، هم خوابیدن برام سخت بود. توی اون شرایط جونگوک خیلی هوامو داشت.
🐥: می‌گفت: «وای هیونگ، یه روز دیگه گذشت! شد دو روز! زمان چه سریع می‌گذره، نه؟»
🐥: بعد که تقسیم شدیم و رفتیم پایگاه‌هامون، جابه‌جا شدیم. این‌بار جونگوک هر روز سختی می‌کشید. و من بهش می‌گفتم: «وای، یه روز دیگه گذشت!»
🐥🐰: می‌زنن زیر خنده
🐰: ما خیلی چیزا یاد گرفتیم، حتی بدون اینکه خودمون متوجه بشیم.
🐥: شاید واسه بعضیا بی‌اهمیت باشه، ولی واقعاً لحظه‌های مهمی داشتن. خیلی چیزا یاد گرفتیم، و من همیشه درسمو از اون سربازا یادم می‌مونه.
🐰: حتی الان هم کسایی هستن که خیلی سخت تلاش می‌کنن — ما کنارمون می‌دیدیمشون.
🐰: روز اول آموزش، خیلی حرف زدیم! فقط ما دوتا بودیم که حرف می‌زدیم.
🐥: بقیه همه آروم و ساکت بودن، اصلاً تکون نمی‌خوردن.
🐰: ما دو نفری ساکت می‌نشستیم، ولی هی حرف می‌زدیم و می‌زدیم، بعد همین که یکی نگاهمون می‌کرد، ساکت می‌شدیم
دیدگاه ها (۰)

سورا و رین

نامجون عزیزم ، تولدت مبارک 🤍گاهی واقعاً نمی‌دونم چطور باید ا...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

آقا من زنده ام!

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط