{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش می شناختند ، متوجه شد

دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش می شناختند ، متوجه شدند که روز به روز ضعیف تر
می شود . روزی به ملا گفتند : ملا ، مگر به خرت غذا نمیدهی که اینقدر ضعیف شده ؟
ملا گفت : چرا ، شبی دو من جو از من جیره می گیرد.
دوستانش گفتند : پس چرا اینقدر لاغر شده ؟
ملا نصرالدین گفت : هی بسوزه پدر نداری . بیچاره خرم جیره یک ماهش را از من طلبکاراست
دیدگاه ها (۱)

فریدون مشیری؛به کسی کینه نگیریددل بی کینه قشنگ استبه همه مهر...

ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﻱ ﺧﻮﺩﺕﺑﺎﻳﺪ ﺟﺎﺕ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻌﻀﻲ ...

♡ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ.. ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ...ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ...ﻗﺼﺪﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ...

ماجرای زن گرفتن کره خر

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا...

ماجرای زن گرفتن کره خر کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش// پ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

** طنز ********** زن گرفتنه کره خر ***کـــره ای گــفــت بــ...

حسرت

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا ...

گزارش خبرگزاری میزان از ماجرای فوت نیکا شاکرمی: طبق اظهارات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط