{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💙‏رفتم دیدن مامان بزرگ و بابابزرگم، مامان‌بزرگ تو آشپزخون

💙‏رفتم دیدن مامان بزرگ و بابابزرگم، مامان‌بزرگ تو آشپزخونه داشت چایی میریخت بابابزرگم گفت یه چایی‌ام برا نوه‌ی گلم بیار، از آشپزخونه داد زد گفت آخه نوه‌ی گلمون گفته نمیخورم بابابزرگم گفت نوه‌ی گلمون غلط کرده براش بیار💙


🩵پ. ن:می رود قافله عمر به سرعت امروز
ما در اندیشه آنیم که فردا چه کنیم

#صائب_تبریزی🩵





📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
#نوستالژی_آبی #بارونی_آبی #رویای_آبی
دیدگاه ها (۰)

💙ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﮐﻔﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪ، ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍ...

💙توی این گرمای 50 درجه ای که اروپایی‌ها گرما زده میشنفقط ما ...

💙امشب با رادیو گلهای رنگارنگ آهنگ سلام من به تو از بانو هاید...

💙روزی که عشق پدید آمد، دو دنیای جدید و متناقض هم پدید آمد دن...

💙تنها قله‌ای که تو زندگیم فتح کردمرختخوابای خونه مادربزرگم ب...

💙آقا من واقعا برنامم برای بزرگسالی این نبودکو شوهرِ خوشتیپ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط