می بارد بارانِ یادِ تو

می بارد بارانِ یادِ تو
بر جنگل مه آلود خیال
غریبانه قدم می زنم
در بیراهه های عاشقی
سرگردانم لابه لای درختان سر به هم داده ی اَفرا
قلبم زَنگار آلود پاییز
دلم لبریز حسرت و تردید
در هر قدم بی تو
نفس می کشم باران را،،
چشمانم خیس از نم رویاها
می روم و زمزمه می کنم
تا ابد در ترانه ایی بی واژه
خش خش برگ ریزان یادت را در حجمی از سکوت 
و در عبور از لحظه های بی تو
می خُشکم...
می شکنم...
دفن خواهم شد ...
فراموش می شوم....
اما ....
اما تو را فراموش نخواهم کرد....
دیدگاه ها (۰)

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

طبیعت

چه غریبانه لابه لای ورق هایم سرگردانم یادی که هر روز طلوع زن...

عاشقانه های شبنم

شب شده است...و در شهرم دوباره باران گرفته است..و باران بویی ...

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡نبودنت را در #پاییز هم به دوشِ دل می کشمف...

. . هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند ...

هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند نیای...

هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند نیای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط