{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا درون آمد غمش ،

تا درون آمد غمش ،
از سینه بیرون شد نفس ...

نازم این مهمان ،
که بیرون کرد صاحب خانه را ...

#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۴)

کاش همان بارِ اول که دیدمت، همان جا پیشانی‌ات را می‌بوسیدم و...

از گناه تنفر داشته باشنه از گناهکار !اگر روزی دشمن پیدا کردی...

مردان شالیکار به ساق برهنه زنان شالیکار بی اعتنا هستند...گرگ...

گاهی،برای رهاشدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت ....میدا...

گرچه من دیگر نمیبینم گل روی تو را خاطراتت را در غم خانه مهما...

#مهمان ✍پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله: مهمان هنگامي که وار...

#حکایت_قدیمی در زمانهای قدیم یک روستائی جل و پلاسش را برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط