{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا درون آمد غمش ،

تا درون آمد غمش ،
از سینه بیرون شد نفس ...

نازم این مهمان ،
که بیرون کرد صاحب خانه را ...

#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۴)

کاش همان بارِ اول که دیدمت، همان جا پیشانی‌ات را می‌بوسیدم و...

از گناه تنفر داشته باشنه از گناهکار !اگر روزی دشمن پیدا کردی...

مردان شالیکار به ساق برهنه زنان شالیکار بی اعتنا هستند...گرگ...

گاهی،برای رهاشدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت ....میدا...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

خــــدایا!من جز تو هیچ ندارمحتی آهی ڪه از درون به برون می آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط