آنکه در مقتل تو آیینه کاری میکرد... چهره ی سیب تو را داشت

آنکه در مقتل تو آیینه کاری میکرد... چهره ی سیب تو را داشت ؛؛ اناری میکرد... گل پرپر شده ای ؛؛ روی زمین افتاده ست... گرچه خون است رخش ؛؛ لیک بهاری میکرد... اخنس و شمر و سنان ؛؛ دور تنش جمع شدند.... نیزه ای خنده کنان ؛؛ لحظه شماری میکرد... مادری در دل گودال بصورت میزد.... خواهری از روی تل ؛؛ شیون و زاری میکرد... دختری با نگهی خسته ؛؛ کنار خیمه... مادری با دل خون ؛؛ تعزیه داری میکرد..... اول سوره ی مریم که به یادش افتاد... کربلا و عطش و صبر ز قاری میکرد.... چو بریدن سرش را ؛؛ همگی خندیدن... مادری مویه کنان ؛؛ مرثیه داری میکرد...

التماس دعا
دیدگاه ها (۱)

﷽《روضه از زبان حضرت بقیة الله الاعظم عج. فرازی از زیارت ناحی...

کاروان می رسد از راه‌، ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب ...

شعر طولانی هست ولی خیلی قشنگه شعری از مهدی سلحشور عصر يك جمع...

#شب_دهم_بنام_آقا_ابا_عبدالله_الحسین_علیه_السلام♻️زینب(سلام ا...

بحر طویل زیبای امام زمان(عج):عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم...

یتیم خانه مرگ خلاصه-جیغ! خون!ترس!وحشت!همه و همه در یتیم خانه...

وقتی دوستت اینو برات می فرسته و می گه می پسندی که بگیرم با ه...

بسم الله الرحمن الرحیم🌸🍃🍂 تمثیل آینه در مناظره امام با عمران...

ما افسرده دلان ساکن کویِ غم و دردیمدر عشق شکست خورده ولی توب...

غربت علی(ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط