{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید را از نجاری آموختم که ،

امید را از نجاری آموختم که ،
مغازه اش سوخت
ولی او با همان چوب های سوخته ،
مغازه ذغال فروشی باز کرد

📲 #استوری
دیدگاه ها (۳)

هر وقت این خط مستقیم بشه، ناگهان همه دوستت خواهند داشت.

از من تا تو هفت آسمان دریاست

روزهای خوب خواهند آمدهر سر بالایی یک سرازیری دارد ... نفس عم...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

رمان دومپارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚چشم های اقیانوسی...

راجب بازی دوستانه امروز یکسری نکات رو بگم:عملکرد ذلیخایی بسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط