سناریو گریفیندور
سناریو گریفیندور🦁❤️
تو موقعی که حدوداً ده ساله بودی هری پاتر رو دیدی و از اون موقع آرزوت این بوده که به هاگوارتز بری:POV
خب یه روز صبح تو از خواب بیدار میشی پتو رو میکشی اونور و یکم چشماتو میمالی و یه خمیازه کوچیک میکشی عینکتو بر میداری و روی چشت میذاری از تخت اومده بودی پایین که بری صبحونه بخوری که یهو جلوی در اتاق یه نامه میبینی برشمیداری که ببینی از طرف کی هست؟نامه رو بر میداری پشتو میخونی میبینی نوشته از طرف هاگوارتز تو که متعجب بودی میشینی رو صندلی کنار میز و نامه رو باز میکنی کاغذ داخلش رو درمیاری روش نوشته بود خانم/آقای ..... شما به مدرسه علوم و فنون جادو گری هاگوارتز دعوت شده اید.
تو که خیلی ذوق زده بودی که بلاخره تونستی به آرزوت برسی با سرعت خیلی زیاد به سمت پدر و مادرت میری و اونا رو میبینی که دارن صبحونه میخورن وقت رو تلف نمیکنی و سریع میری پیششون و نامه رو بهشون میدی پدرو مادرت تون نامه رو میخونن و تشویقت میکنن میشینی سر میز تا صبحونه بخوری و مادرو پدرت که تو دوره خودشون جادو گرای خیلی خوب و ماهری بودن بهت میگن بیا یکم در موردش حرف بزنیم.
تو:در مورد چی حرف بزنیم؟
مامان:در مورد قبول شدنت تو هاگوارتز دیگه!
تو که ذوق زده بودی قبول میکنی و پدرو مادرت کلی چیز در مورد هاگوارتز بهت میگن.
خرید وسایل تو پارت بعد🪄
تا اینجا اومدی لایک و فالو یادت نره قشنگم💖
#هری_پاتر
#هاگوارتز
#ادیت
#هرماینی_گرنجر
#سناریو
تو موقعی که حدوداً ده ساله بودی هری پاتر رو دیدی و از اون موقع آرزوت این بوده که به هاگوارتز بری:POV
خب یه روز صبح تو از خواب بیدار میشی پتو رو میکشی اونور و یکم چشماتو میمالی و یه خمیازه کوچیک میکشی عینکتو بر میداری و روی چشت میذاری از تخت اومده بودی پایین که بری صبحونه بخوری که یهو جلوی در اتاق یه نامه میبینی برشمیداری که ببینی از طرف کی هست؟نامه رو بر میداری پشتو میخونی میبینی نوشته از طرف هاگوارتز تو که متعجب بودی میشینی رو صندلی کنار میز و نامه رو باز میکنی کاغذ داخلش رو درمیاری روش نوشته بود خانم/آقای ..... شما به مدرسه علوم و فنون جادو گری هاگوارتز دعوت شده اید.
تو که خیلی ذوق زده بودی که بلاخره تونستی به آرزوت برسی با سرعت خیلی زیاد به سمت پدر و مادرت میری و اونا رو میبینی که دارن صبحونه میخورن وقت رو تلف نمیکنی و سریع میری پیششون و نامه رو بهشون میدی پدرو مادرت تون نامه رو میخونن و تشویقت میکنن میشینی سر میز تا صبحونه بخوری و مادرو پدرت که تو دوره خودشون جادو گرای خیلی خوب و ماهری بودن بهت میگن بیا یکم در موردش حرف بزنیم.
تو:در مورد چی حرف بزنیم؟
مامان:در مورد قبول شدنت تو هاگوارتز دیگه!
تو که ذوق زده بودی قبول میکنی و پدرو مادرت کلی چیز در مورد هاگوارتز بهت میگن.
خرید وسایل تو پارت بعد🪄
تا اینجا اومدی لایک و فالو یادت نره قشنگم💖
#هری_پاتر
#هاگوارتز
#ادیت
#هرماینی_گرنجر
#سناریو
- ۴.۶k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط