{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد

به خدا چشم تو یک فاجعه در بر دارد

با نسیم سحری شعله نکش می ترسم

کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد

گر چه از بودن با تو تن ِ من می لرزد

فکر تو خواب و خیالی ست که در سر دارد

بوی خوش می وزد از سینه ی عطرآگینت

دل ِمن میل به دروازه ی قمصر دارد

یا به آتش بکش و یا به دلم راه بده

کوچه ی چشم تو یک مشت ستمگر دارد

فاصله درد عجیبی ست میان ِ من و تو ...

عابری در قفس تنگ ، کبوتر دارد

گرچه تشویش دل و دین مرا سوزانده ....

پدر عشق بسوزد .......به تو باور دارد ..
دیدگاه ها (۶)

خاک توسرش

سلام روزتون بخیر

سلامدوستان کسی منو خونشون دعوت نمیکنه برا نهار اگه نمیکنید ت...

خلاقیت برم

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

ظهر عاشوراس...امام زمان داره خون گریه میکنه... همین که من زن...

مالک بیا که دست علی را نفاق بستدل را معاویه به همین اتفاق بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط