این برچسبا رو میبینینفقط کافیه ی نفر یکی ازینا رو باز کن
این برچسبا رو میبینین؟فقط کافیه ی نفر یکی ازینا رو باز کنه که به فنا برم(البته همه ی بخشاش صحنه دار نیست،معمولا اون جاهای غمگین یا حالا ی جاهای قشنگو هم میزنم. اونقدرا هم کثیف نی مغزم). ی بار که اصلا لب گور رفتم و برگشتم، تو مدرسه از معلم فناوریمون ب زور اجازه گرفتم برم کتاب بخونم(چون هیچ کاری نداشتم بکنم و خوش بختانه مداد هامم جا گذاشته بودم که یعنی نقاشی نمیشد بکشم)بعد این اومد بالا سرم(خیلی تخمیه)بعد ازین یارو ها به اون کتابه هم زده بودم(دسته چهارم بود اینیم که تو تصویر مشاهده مینمایید جلد دوشه که ی ماهه فقط ۲۰۰ صفشو خوندم از بس کار ریخته سرمو حوصله هم ندارم،افسوس که قبلا تو ی ماه سه تا کتاب قطور تر از اینو تموم میکردم...ولش اینارو حالا) بعد اومد گفت اینا مال خودش بوده یا خودت زدی و ال و بل و اینا و چه خوشگله... بعد اومد گف چه خوش سلیقه- همونجا دلم میخواست بکنم دره کونشو کاربرد اینا رو بگم(بابا کلا رو مخم بود خووو)بعد بزور چخش کردم که ی کدوم ازین ص ها رو نبینه وگرنه دمه دفتر اونم برای دومین بار تو این مدرسه و بای بای زندگی دانش آموزی(اولین بار که رفتم دفتر خودم نمیدونم چرا ولی کادر مدرسه زود بهشون بر میخوره منم گفتم میشه نیام اردو رو؟ناظمه هم دستمو کشید با بغض تو گلوش برد دفتر آخرم مجبور شدم برم و ازین یارو گنبدا که توش ستاره و اینا میزارن،اونم با تجهیزات گوه مدرسه. بعد روزه هم بودم با بوی جوراب و ی تصویر بی کیفیت که دور سرم میچرخید و تازه همه ی دوستی داشتن سرشونو بزارن رو پایی شونه ای کونی...عهم...خو حالا! منم نداشتم. بعدم به زور مامانم مجبور شدم برم عذر خواهی کنم که کوتاه بیاد(در حدی رو مخم بود که راضی بودم اونسال رتبم بالا نشه ولی از زنیکه عنتر عذرخواهی نکنم. تو دلمم کینش هس هنو(قضیه پارسال بود)🤓🤝
*حاجی...از چی پریدیم به چی...
راستی یکی ازینا رو که زدم یکیشون واسه جایی بود که تصمیم گرفتم ویولت و امیجن رو شیپ کنم- (چیه خو؟بهم میان)🤡🤌
*حاجی...از چی پریدیم به چی...
راستی یکی ازینا رو که زدم یکیشون واسه جایی بود که تصمیم گرفتم ویولت و امیجن رو شیپ کنم- (چیه خو؟بهم میان)🤡🤌
- ۱۸۵
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط