{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی

ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی

که چشمش وقت گل چیدن به چشم باغبان افتد

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۳)

تا تو نقاش دل تنگ منی، دقت کنبرگ ها را نکنی زرد! دلم می‌گیرد...

گره به کار من افتاده است از غم غربتکجاست چابکی دست‌های عقده‌...

تازه از بدرقه ی درد به خویش آمده بودمکه به مهمانیم از سوی تو...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

السلام علیک یا رئوف الائمه یاعلی بن موسی الرضا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط