𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:14
بعد از داخل شدن به باغ....
دم ورودی ایستادید و به ثانیه نگشیده در باز شد...
ردیفی از خدمتکار ها کنار هم ایستاده بودن و تظیم کردن و خوش امد گفتن...
+این...اینجا چه خبره؟
-عادت میکنی، خانم خونه
+ها...چی...
٪خوش اومدید ارباب، و ایشون؟
-همسرمه
٪هم....همسر؟ زنتون؟
-دخترا رو جمع کن اینجا
٪چشم ارباب
در عرض یک دقیقه همه خدمتکارا جمع شدن....
جلوتون ۵ تا صف ۷ نفره در کنار هم شدن و سرشون پایین بود....
-این خانم اسمش کیم سوجینه، و از امروز همسر من و بانوی این خونست، کوچکترین بی احترامی به ایشون جرم نابخشودنی بحساب میاد پس حواستون رو جمع کنین!
خدمتکارا: بله ارباب
𝘱𝘢𝘳𝘵:14
بعد از داخل شدن به باغ....
دم ورودی ایستادید و به ثانیه نگشیده در باز شد...
ردیفی از خدمتکار ها کنار هم ایستاده بودن و تظیم کردن و خوش امد گفتن...
+این...اینجا چه خبره؟
-عادت میکنی، خانم خونه
+ها...چی...
٪خوش اومدید ارباب، و ایشون؟
-همسرمه
٪هم....همسر؟ زنتون؟
-دخترا رو جمع کن اینجا
٪چشم ارباب
در عرض یک دقیقه همه خدمتکارا جمع شدن....
جلوتون ۵ تا صف ۷ نفره در کنار هم شدن و سرشون پایین بود....
-این خانم اسمش کیم سوجینه، و از امروز همسر من و بانوی این خونست، کوچکترین بی احترامی به ایشون جرم نابخشودنی بحساب میاد پس حواستون رو جمع کنین!
خدمتکارا: بله ارباب
- ۲۳۱
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط