{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود

روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود

دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست

به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود .
دیدگاه ها (۱)

زندگی بار گرانیستکه بر پشت پریشانی توستکار آسانی نیست…نان در...

منم آن مریض بدحالو امید ماندنم نیست؛تو فقط دوای دردیچه کنم ت...

جز آه نمی آید از این قلب پر از درداینقدر مزن چنگ به سازی که ...

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ...

به یادِ تو اندر شبِ تیره بازهمی با ستاره بگویم رازچو خورشید ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط