{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت

گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت

گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی
گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت

دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم
کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت

گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد
گفتم گواه اشکم زردی رخ علامت

گفتا که بود همره گفتم خیالت ای شه
گفتا که خواندت این جا گفتم که بوی جامت

گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری
گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف عامت

گفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصر
گفتا چه دیدی آن جا گفتم که صد کرامت

گفتا چراست خالی گفتم ز بیم رهزن
گفتا که کیست رهزن گفتم که این ملامت

گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا
گفتا که زهد چه بود گفتم ره سلامت

گفتا کجاست آفت گفتم به کوی عشقت
گفتا که چونی آن جا گفتم در استقامت

خامش که گر بگویم من نکته های او را
از خویشتن برآیی نی در بود نه بامت
دیدگاه ها (۱)

الهی «««««««««««««««««««««««.گفتا که کیست بر در گفتم کمین غل...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿از درد دل خود به فغانم چه کنم؟وز زندگ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿او از هر نظر نابود شده بود ، اما انسا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿کسی که دری از امید را می‌بندد،جرمی بز...

ازیجایی به بعدفازصبرکردن تموم میشه،فازبیخیال شدن شروع میشه.....

خیلی وقتهدیگه زندگی خوش نمیگذرهفقط داره میگذره...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنیمن چه ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در دل تنگم خموشی میکند انبار حرف...مح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط