زندگی احساسی من

زندگی احساسی من
p25

پلیس:انیا فورجر لطفا با ما بیاین

انیا:چ..چش...چشم

بکی:چییییییی

انیا:نگران نباش

(برش به ۲سال بعد)
انیا بعد ۲ سال ازاد شد دامیان دم در اومده بود دنبالش

دامیان:عشقمممممم(میدوعه سمتش)

انیا:(بیخیال ازکنارش رد میشه)

دامیان:عسلم چیشده؟

انیا:میگم تا دادگاه هستیم بیا طلاق بگیریم

دامیان:چی؟

انیا:همین که شنیدی

دامیان:خب چرا

انیا:میپرسه چرا(خنده)

دامیان:ببخشید بابت اونروز

انیا:واقعا واست متاسفم من دیگه حسی بهت ندارم پس بیا طلاق بگیریم

دامیان:اما من دارم

انیا:بدرک

دامیان:(مچشو میگیره کشون کشون میبرش تو ماشین)

انیا:ولم کننننن مرتیکه عوضیییی

دامیان:الان من شدم عوضی؟مگ من تنها دلیل زندگیت نبودم؟(با داد)

انیا:اون موقع بچه بودم خر بودم که عاشق تو شدم

دامیان:هه خندم میاد زود برو تو ماشین(داد)

انیا:نمیرم

دامیان:(میبرش تو ماشین درو هم قفل میکنه)
دیدگاه ها (۱۶)

بسی حق:/

هعببببب:/

متعلق به بعضیا:/حالمبد:/

:))))

فیک جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط