شمعم و گریهام از جان برافروخته است به خدا آنچه سرم
...شمعم و گریهام از جانِ برافروخته است به خدا آنچه سرم آمده شیون دارد
در غمم جامه ز تن میدرد و می گرید
هرکه احساس به قدرِ سر سوزن دارد
مثل اسپند مرا هر تپشی فریاد است
قصه رنجِ من ای دوست «شنیدن» دارد...🥀
علی مقیمی
در غمم جامه ز تن میدرد و می گرید
هرکه احساس به قدرِ سر سوزن دارد
مثل اسپند مرا هر تپشی فریاد است
قصه رنجِ من ای دوست «شنیدن» دارد...🥀
علی مقیمی
- ۶۹۸
- ۲۹ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط