.
.
ما باید یک روز از هم جدا می شدیم...
همینقدر اتفاقی...
همینقدر ناگهانی... اصلا مگر ما تعیین کردیم کہ کِی، کجا، چطور همدیگر را ببینیم... اصلا از کجا معلوم،شاید تقدیر هم بارها برای این سال، این روز، این ساعت و این دقیقہ، برنامہ ریزی کردہ تا ما بدون هم شروعی تازہ داشتہ باشیم.
بیا منطقی نگاہ کنیم... ما حداقل این فرصت را داشتیم کہ همدیگر را تجربہ کنیم...
انقدر خوش شانس بودیم کہ با هم برای هم زندگی کنیم...
انقدر بخت یارمان بود کہ با هم باشیم و بفهمیم نمی توانیم با هم ادامہ بدهیم.
خدا انقدر دوستمان داشت کہ حسرت یکی را بر دل دیگری نگذاشت.... اگرچہ تلخ... اما ترجیح می دهم نباشی و ساعتها بہ تو فکر کنم تا اینکہ باشی و از بودنت هیچ نفهمم.
ما باید یک روز از هم جدا می شدیم...
همینقدر اتفاقی...
همینقدر ناگهانی... اصلا مگر ما تعیین کردیم کہ کِی، کجا، چطور همدیگر را ببینیم... اصلا از کجا معلوم،شاید تقدیر هم بارها برای این سال، این روز، این ساعت و این دقیقہ، برنامہ ریزی کردہ تا ما بدون هم شروعی تازہ داشتہ باشیم.
بیا منطقی نگاہ کنیم... ما حداقل این فرصت را داشتیم کہ همدیگر را تجربہ کنیم...
انقدر خوش شانس بودیم کہ با هم برای هم زندگی کنیم...
انقدر بخت یارمان بود کہ با هم باشیم و بفهمیم نمی توانیم با هم ادامہ بدهیم.
خدا انقدر دوستمان داشت کہ حسرت یکی را بر دل دیگری نگذاشت.... اگرچہ تلخ... اما ترجیح می دهم نباشی و ساعتها بہ تو فکر کنم تا اینکہ باشی و از بودنت هیچ نفهمم.
- ۲.۱k
- ۲۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط