⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒⟬
⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒⟬
𝑃𝑎𝑟𝑡1
مدیر شرکت:لارا کارت تموم شد؟(با داد)
+بله مدیر فقط اینو بکشم و تمام، اومدم(با داد)
نویسنده=«لارا یه دختر پر انرژی و البته خجالتی هست،اون عاشق دوستاشه و زیاد کتاب میخونه.اون یه طراح لباس عالیه و امروز هم درحال کار کردن روی لباس هست.»
........
+خانم مدیر!خانم مدیر!(با داد)
م/ش:پس تموم شد، طرحت هم که مثل همیشه عالیه طرحت رو بده به خیاط.
+چشم(با داد)
(+) رفتم طرحم رو به خیاط دادم، خیاط مثل همیشه ازم تعریف کرد و گفت که تا ۱ ساعت دیگه تمومه. رفتم تا به کار هام برسم که....
.....
م/ش:لارا یه لحظه بیا
+بله، بفرمایید
م/ش:رئیس گفتن که قهوه میخوان ولی من دستم بنده و نمیتونم برم بهشون بدم تو میتونی این قهوه رو ببری به دفترشون؟
+بله حتما، بدیدش به من.
......
نویسنده=«لارا قهوه را گرفت و به سمت دفتر رئیس رفت و زنگ را فشار داد.»
«دینگ دینگ»
رئیس شرکت:بفرما تو
+سلام رئیس قهوه تون رو آوردم
ر/ش:مرسی بزارش رو میز
+چشم
(+) گذاشتم رو میز و خواستم که از اتاق برم بیرون که.....
____________________________________
پارت اول خوب شده؟ 🥺
𝑃𝑎𝑟𝑡1
مدیر شرکت:لارا کارت تموم شد؟(با داد)
+بله مدیر فقط اینو بکشم و تمام، اومدم(با داد)
نویسنده=«لارا یه دختر پر انرژی و البته خجالتی هست،اون عاشق دوستاشه و زیاد کتاب میخونه.اون یه طراح لباس عالیه و امروز هم درحال کار کردن روی لباس هست.»
........
+خانم مدیر!خانم مدیر!(با داد)
م/ش:پس تموم شد، طرحت هم که مثل همیشه عالیه طرحت رو بده به خیاط.
+چشم(با داد)
(+) رفتم طرحم رو به خیاط دادم، خیاط مثل همیشه ازم تعریف کرد و گفت که تا ۱ ساعت دیگه تمومه. رفتم تا به کار هام برسم که....
.....
م/ش:لارا یه لحظه بیا
+بله، بفرمایید
م/ش:رئیس گفتن که قهوه میخوان ولی من دستم بنده و نمیتونم برم بهشون بدم تو میتونی این قهوه رو ببری به دفترشون؟
+بله حتما، بدیدش به من.
......
نویسنده=«لارا قهوه را گرفت و به سمت دفتر رئیس رفت و زنگ را فشار داد.»
«دینگ دینگ»
رئیس شرکت:بفرما تو
+سلام رئیس قهوه تون رو آوردم
ر/ش:مرسی بزارش رو میز
+چشم
(+) گذاشتم رو میز و خواستم که از اتاق برم بیرون که.....
____________________________________
پارت اول خوب شده؟ 🥺
- ۴۱۹
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط