چه ب پروا

چه بے پروا

وسوسه بوسیدنت

و آغوش مردانه ات در

من رسـوب کرده است

تو را بے پروا مے خواهم

آغوشے را که شرعے بودنش را

فقط من و تو تـایید مے کنیم
دیدگاه ها (۳)

بودنت آرامشے ستکه تزریق مے شود درون رگ هایمبا حس نفس هایتتکث...

به ” تــــــو ” کـــــه میرســـــم مکـــث میکنـــــمانگــار ...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻗﺼﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥﺑﺮﺳﺎﻧﯿﻢﺑﺮﮔﺮﺩ ﺗ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط