{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و پای آرزو در بند

و پای آرزو در بند
هزار آهنگ و آوای خروشان بود
و شب خاموش...
فضای سینه از فریاد ها پر بود
و لب خاموش...

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱۹)

تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه ...

بزرگ ترین درسی که تو زندگیم گرفتم برای زمانیه که دوازده سالم...

بهِش گفتم راه رو درست نمیرَمشرایط رو تغییر نمیدَم، کاری نمیک...

بسمِ الربِّ الحسیــــن علیه السلامقصه ی عشــق از آنجا شروع ش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا خشکش زد.نفسش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2لوسیا هنوز عمیق در خواب بود که ص...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط