{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هجوم خاطرات خیره ای که دست بر دار خیال من نمی شوند

هجوم خاطرات خیره ای که دست بر دار خیال من نمی شوند
در حزن لحظه های بی تو
صبر ایوب مرا زمین گیر می کند
می دانی ?
اینجا هیچ ستاره ای به آمدن صبح رضایت نمی دهد
مگر از جان خود سیر شده باشد !
و شب ها درازتر از آنند که یلدا ادعایش می شود.. حالا دیگر رفاقت بی برو برگرد شب و سکوت هم نمی تواند
حسی را که فلج شده / سر به راه نوشتن کند ...
پس / من تنهایی ام را
به لحظه های کوتاه بودنت پیوند می زنم
و سادۀ ساده می نویسم که 'دلم برای تو تنگ شده.. ' .
.
دیدگاه ها (۶)

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت که دراین وصف زبان دگری ...

پــــــرواز را دوســــت دارم  وقتـــــے از ارتفاعــــات لبان...

من بوداو بودخدا هم کنارمان !و این خداآخ از این خداکه وقتی سم...

در دوردست غوغایی ست و در چشمان تو چه می گذرد؟!اندوه را فرامو...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

زن بودن.... یعنی همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت سنگی...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

~🥊💙 شوگار ری لئونارد، بوکسور افسانه‌ای آمر*یکا**یی، از دیدار...

✔️ ۵ کاربرد هوش مصنوعی که می‌تواند زندگی روزمره را ساده‌تر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط