قـرار بود مرگـ ما را از هم بگیردو مرگـ حتمـا مردی ست چهارشانهبا وضع مالـی،کمـی بهتـر از منکه تـو دوستش داری دستتت را گرفـته استو با تو قـدم می زنـد