{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا

گر سَرم در سر سودات رود ،نیست عجب
سر سودای تو دارم،غم سر نیست مرا...

#امیرخسرو_دهلوی
دیدگاه ها (۵)

دلتنگم و پشت پنجره ایستاده‌امگفتنی‌هایم همین‌قدر کوتاه‌اند و...

چه ها که بر دل ما رفتو کس نزد آهی...👤هوشنگ ابتهاج

‏هیچ پایانی خوش نیست، پایان همیشه غم انگیز است،پس به من یک م...

بیم آنست دمادم که برآرم فریاد‌ صبر پیدا و جگر خوردن پنهان تا...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

پریشانم ولی سر بر نمی‌دارم ز کابوسمچهل سال است در یک پیله‌ی ...

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست،طاقت بار فراق این همه ایامم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط